زندگی مشترک آقای محمودی و بانو

مشخصات
خلاصه داستان: 

ساناز و همسرش برای بازسازی عمارت خانواده ی خاله‌‌ی ساناز به عمارت آنها می‌روند اما در این بین اتفاقاتی می افتد.........

امتیاز داوران: 
بدون رای
امتیاز کاربران: 
بدون رای
یادداشت

زندگی مشترک آقای محمودی و بانو تصویری است از انعکاس خانه ای بر آب؛ چنانچه کارگردان این خلاصۀ صحیح و دقیق را در تیتراژ ابتدای فیلم به مخاطب نشان می‌دهد. کارگردان نهیب بجایی بر این استدلال که مدرنیته تأثیرگذار و متزلزل کنندۀ نسل جدید و یا قشر بی‌هویت و بی‌اصالت جامعه بوده است وارد می سازد و نشان می‌دهد که خانواده‌های به اصطلاح اصیل و ظاهراً ریشه‌دار آیا اصلاً آنطور که نشان می‌دهند هستند و سپس در برابر هجوم مدرنیته چگونه برخورد می‌کنند.

داستان فیلم حول نوسازی یک عمارت قدیمی است که خانواده‌ای سنتی در آنجا زندگی می‌کنند و این نوسازی گویی خبر از تغییری در ساختار و روابط افراد آن خانه می‌دهد. آنجا که وقتی می‌خواهند دیوارهای زیاد خانه را بردارند تا فضای خانه باز شود و مرزبندی‌های خانه کم شود و به جایش ستون بگذارند، روشن می‌شود که فیلم بر چه اساسی بنا شده است.

زندگی مشترک... نمایش ناآگاهی خانواده‌ای سنتی از باورها و ریشۀ آن‌ها و لزوم وجود تکیه‌گاه‌ها در ذهنشان است، که با دیوارهای خانه نشان داده می‌شود. با ورود تازه‌واردانی که برای بازسازی عمارت پا به خانه می‌گذارند، شک‌های جدی در مورد این خانواده و باورهایشان برای خود و مخاطب آغاز می‌شود؛ اینکه آیا اهل خانه سنتی‌اند و خودآگاهانه دست به این انتخاب زده‌اند یا با محدود کردن خود و انفعال و بی‌توجهی به تغییرات محیط خارج این طور مانده‌اند یا مانند پدر خانواده‌اند که اساساً هیچ انتخاب آگاهانه‌ای در کار نبوده و صرفاً بر پایۀ سلسله‌تفکرات موروثی بوده و اکنون به فکر تغییر است.

فیلم‌ساز تلاش می‌کند تا نشان دهد که خانواده‌هایی که تغییر نکرده‌اند لزوماً به معنای فهم ریشه‌های باوری‌شان نبوده و دیوارها و ستون‌هایی که در ذهنشان دارند موروثی است و در برابر تهاجمی جدی قرار نداشته که هنوز پایدار مانده و اتفاقاً با تهاجمی جدی این پایه‌ها بسیار سست می‌شوند و رنگ می‌بازند. آغاز و پایان فیلم با دختر خانواده رقم می‌خورد که میان این دو طیف در حالتی از حیرت و تصمیم‌گیری است و این ظرافت وضع کنونی خانواده‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارد.

فیلم قصۀ منطقیِ قابل قبولی دارد و مخاطب را با جذابیت‌های بصری و بازی‌ها فریب نمی‌دهد. بیننده با داستان همراه می‌شود و از این جهات ساخت مقبول‌تری نسبت به سایر فیلمنامه‌های اینچنینی دارد. بازی ترانه علیدوستی با نقش همخوانی نداشت و آن اغواگری و لوندی لازم برای ایفای چنین نقشی، نه در چهره و نه در بازی‌اش دیده نمی‌شد. شخصیت حمید فرخ‌نژاد هم همچنان نقش را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ایفای نقش نمی‌کند. تنها هنگامه قاضیانی، ایفاگر تیپ مادر در سینمای این دوره، تا حدی پذیرفتنی حق نقش را ادا می‌کند.

نمایش بیشتر
امتیاز امتیاز بدهید
نقد کامل
نقد کاربران (۰)
تصاویر مرتبط (۶)
فیلم های مرتبط (۰)