ترس از مرگ،شوق زندگی

مشخصات
کارگردان: 
ژانر: 
زمان: 
۹۶دقیقه
کشور سازنده: 
خلاصه داستان: 

در میانهٔ سال‌های جنگ و در اوج بمباران‌های تهران، روزگار با بیم و ترس می‌گذرد؛اما عشق و دل‌دادگی و زندگی و امید،هراس ملموس مرگ را به فراموشی می‌سپارد

امتیاز داوران: 
بدون رای
امتیاز کاربران: 
بدون رای
یادداشت

قصه‌ای ساده با پرداختی شاعرانه برای گفتن از ارزش محبت‌های انسانی. پرداخت آن هم با ظرافت‌ها و شیرینی‌های خاصی همراه است. همین لحظه‌ها و موقعیت‌های ظرافت‌مندانه است که فیلم را می‌سازد، نه حوادث و کشمکش‌هایش. اساساً روایت تحولی درونی است که با روندی منطقی شخصیت‌ها را به نتیجه‌ای مثبت می‌رساند. این روند انسانی و نگاه زیبا به پدیده‌های اطراف به جای خود مقبول و پسندیده است. حتی در ظاهر نیز، با وجود حاضر بودن فضای ضد جنگ سازی، این کار به نظر نمی‌رسد.

دو قصه موازی با هم پیش می‌روند. یکی در جهان بزرگسالانه و دیگری در عالمی کودکانه. هر دو در یک زمان روایت می‌شوند و هر دو حاکی از این‌اند که جنگ و بمباران نیز با تمام مصیبت‌هایش، فرصت مناسبی است که آدم‌ها به هم برسند و یکدیگر را دریابند. این کنش غیرکلیشه‌ای مزیت اصلی فیلم است. کمتر پیش آمده که جنگ این‌چنین به تصویر کشیده شود. غلبۀ شاعرانگی است که تیرگی ظاهری جنگ را کمرنگ می‌کند. دیالوگ‌نویسی هم با خلاقیت شیرینش در کاهش سردی حال و هوای جنگ مؤثر نشان ظاهر می‌شود. ضرباهنگ پایین فیلم، که ذاتیِ فیلمنامه است نه فیلم، به جذابیت فیلم کمی آسیب وارد کرده و تدوین هم کمک چندانی به فیلم نمی‌کند. با زیاد شدن سکوت‌ها، ضرباهنگ درونی کاهش یافته و فیلم نیازمند حذف‌ها یا افزایش حوادث است.

ارجحیت روایت بر فضای نوستالژیک از دیگر خوبی‌های فیلم است. فضاسازی درگیرکنندۀ پیمان معادی ما را به همان حال و هوا و جغرافیای روزگار جنگ وارد می‌کند. این فضاسازی با هنرمندی خاصی انجام می‌شود، به جز مواردی که فیلم پا را فراتر از حدود خود می‌نهد. درست در جایی که کار به صحنه‌های خارج از لوکیشن‌های داخلی می‌رسد، تصویر ساختگی و بی‌ظرافت می‌شود. مانند لانگ‌شات ابتدایی فیلم که تصویر شهری مصنوعی را به ما نشان می‌دهد یا فضای خالی صحنه‌ای که از ایستگاه اتوبوس می‌بینیم. وجود این صحنه‌ها تا حدودی از ارزش هنرمندانۀ خلق تهران دهۀ شصت کم می‌کند.

اما شیطنت نهفتۀ بمب چیست؟ ما نظاره‌گر مدرسه‌ای هستیم که بر سردرش نام «روش نو» حک شده. در این مدرسه مدیر مدام با سخنرانی‌های آتشین به عالم و آدم فحش انقلابی می‌دهد و دانش‌آموزان مانند یک ضبط صوت برنامه‌ریزی شده با هر بالا گرفتن صدا فریاد «مرگ بر، مرگ بر» سرمی‌دهند. این فضای کمدی وقتی علاوه می‌شود به شعارهای اطراف مدرسه، غلظت مرگ‌خواهی برای جهانی که مرگ‌آفرین ما شده است را پررنگ‌تر می‌کند. تصویر نهایی فیلم نیز گویای همین شیطنت است. اینجاست که نهان فیلم اعتراضی به جنگی است که بر ما تحمیل شده. پرخاش به شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» در پناهگاهی که واقعاً فضای آماده‌ای برای این حرف دارد، رگه‌های مغلطۀ فیلمساز را بروز می‌دهد؛ مغلطه‌ای میان دو اصالت. اما این نگاه در فیلم غالب نیست و در حد همان لایۀ پنهان فیلم باقی می‌ماند. در نهایت، بمب یک عاشقانه گویای این موضوع انسانی است که ترس از مرگ شوق زندگی را در آدمی متولد می‌کند و با مرگ هیچ امکانی برای بازگشتش نخواهد بود.

نمایش بیشتر
امتیاز امتیاز بدهید
نقد کامل
نقد کاربران (۰)
تصاویر مرتبط (۴)
فیلم های مرتبط (۰)